در این اتساع بی انتها محبوس نفس های توام
از آتشفشان وجودت جانم چون چشمه ای داغ می جوشد.
غرق دریای سکوت در آغوش تو هستم و از لطافت چشمان بسته ات گل های سرخ در قلبم شکوفا شده اند.
تنها یک جرعه از عشق تو کافی است تا بی مهابا دل به اقیانوسی بزرگ بسپارم
و زورق امید را در تلاطم امواج بلند دریا به سلامت به ساحل برسانم.
بگذار از برکت گل واژه های سکوتت کتاب اسرار عشق را بنگارم.‌
فی البداهه
همایون خوشروان
۱۰ دی ۱۴۰۳