زمان در چشمانت از حرکت باز می ماند
و به جای صدای تیک تاک ساعت
ضربان قلبت طنین انداز است
در میان این برهوت تنهایی
که فریاد باد از گلوی خشک کویر بر می خیزد
تنها حضور توست که شوق ماندن را دوام می بخشد
پس بگذار ریشه هایم در بستر داغ روز جان بگیرد
و شاخه هایم علامتی به سوی ستارگان آسمان باشد
تا رهگذران بدانند معجزه عشق چیست.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۴ ساعت 21:5 توسط دکتر همایون خوشروان
|